|
زندگانی حضرت مهدی ( ع
)
1.ولادت
2.
شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
3. ضرورت غيبت آخرين
امام
4.صورت و سيرت مهدی (
ع )
5.شمشير حضرت مهدی ( ع
)
6.غيبت کوتاه مدت
يا غيبت صغري
7.غيبت
دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
8.اعتقاد
به مهدويت در دوره های گذشته
9.اعتقاد
به حضرت مهدی ( ع ) منحصر به شيعه نيست
10.قرآن و حضرت مهدی (
ع )
11.طول عمر امام زمان
( ع )
12.انتظار ظهور قائم (
ع )
ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در
شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256
هجری بوده است .
پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام
دهم
حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين
فرمانروايان
و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود
که در
آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد يافت که
تخت و
کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و
ستم ستمگران
خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب
زياد
گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود .
در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمين
خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت
عباسی
قرار داد .
اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد
و بايد از
تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله
هايی را
پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد
. در
زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون
نيز به
همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق
را خاموش
کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه
کافران و
ستمگران نخواهند .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به
گونه ای
شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام
يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد .
" به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ،
و
خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين
نوزاد
جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد ، او را از ميان
بردارند .
بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و
همه ، از
مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و
اصحاب خاص
امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی را گاه بگاه مي
ديدند ، نه
هميشه و به صورت عادی " .
شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت
5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حيات داشت ،
شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند .
از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و
امام
بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد .
آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش .
امام
عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان
شما ،
امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي
شويد و
دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز
نخواهيد ديد ،
تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ،
اطاعت
کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ،
امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام
داشت .
يکی از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ،
ابو سهل
نوبختی مي باشد .
باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن
عسکری
در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين
روز بنا
به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز
گزارد ،
تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا
بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و
ولايت
دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون
خورشيد تابان
با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را
که آماده
نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز
گزارد .
ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون
آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد .
کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند،
اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای
حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ
جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در
بين مردم
همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی بر اين تعلق گرفت که حضرتش
را
از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد ، و واسطه
فيوضات
ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست
، اما
انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا
اين
کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير
المؤمنين علی
( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام
کرد ،
و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد .
در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای اينکه خوانندگان به
اهميت
وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن
- مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم
:
" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان
خدا و
خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی ولايت را زنده و
پابر جا
مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه
و آله
و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي
باشد ،
بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای که از اتصال عالم
انسانی به
عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و
عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت
جانشينان
وی ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتی است زنده
که
هرگز نظر علمی نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد
...
آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار
پوشانيده
و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی ، برای هميشه ، باقی و
پا
برجاست " يعنی با اعتقاد به امام حی غايب .
صورت و سيرت مهدی ( ع )
چهره و
شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :
" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب
،
شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش
بلند
و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت
.
گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی - که از بيداری شب عارض شده -
بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش
ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در
هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه
رهبری سرشار .
نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .
حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی
نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق
و
خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی اکبر است . چون ظاهر
شود ، به
کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و
احکام
خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند
.
حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت
خدا در
وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است
و
خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به
دست او عزيز
گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد
.
مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی اگر حق کسی زير
دندان ديگری
باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق
باز
گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ
سياسی
منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت
انقلابی مهدی
شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او
بپيوندند ...
برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ،
باقی
نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ،
در جهان
جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی نماند ، مگر آنکه در
آنجا
گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ،
بلند گردد .
در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا
که زنان
در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ،
قدرت
عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی ، خردهای مردمان را
به کمال
رساند و فرزانگی در همگان پديد آورد ... .
مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم
برسد .
در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی بيمانند دست يابند .
حتی
چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين
گياهان
بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های زمين و ديگر
معادن استخراج
گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و
شبيخون و
غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .
در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .
در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی ظلم و بيداد بر
کسی نرود
و رنجی بر دلی ننشيند .
مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه
های مردمان
کند و دادگری او همه جا را بگيرد .
شمشير حضرت مهدی ( ع )
شمشير
مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی ،
شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير
انتقام
از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما
بر سر
ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء
حق
آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری از مردم نشنيدند
و راه باطل
خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان
حضرت مهدی
بايد از آنها انتقام گرفته شود .
مهدی ( ع ) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل
محمد ( ص )
نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت
و
آل انسانيت است .
از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی ( ع ) آمده است ، خبری است
که از
حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در اين
روايت
حضرت باقر ( ع ) مي گويند :
" مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ،
سوار
مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " .
و نيز در روايت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است که بيشتر آسمانها ،
آباد و
محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين
( ع )
استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ...
و هر چه
در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است
، در
آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و
قمرها
و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم ( ص ) و
امام باقر
( ع ) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .
غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت
غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260ه. تا سال 329ه. )
که در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ
نامه ها
سؤوالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر
امام ( ع ) را
داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه "
معروفند .
1 - نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد
از سال
260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران
و
شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت
پرورش
يافته بود .
2 - محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ( ع ) محمد بن عثمان بن سعيد
فرزند
عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد
.
نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد .
3 - حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال
326
هجری فوت کرد .
4 - علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است
که در
سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه
عالم و
محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است .
همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در
دوره غيبت
صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی (
ع )
بودند .
غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين
دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت
دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است .
در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا
در هر
عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ،
نايب عام
امام ( ع ) باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی جامعه باشد در امر دين و
دنيا .
بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده
است .
اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی که دارای همه شرايط
فقيه و
دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي
گيرد و
مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از
حضرت
مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی را
درست و
صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و
امامت و
نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان ( عجل الله فرجه )
برای حفظ
انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه
شيعه
قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی - با اعلميت و اولويت - در
راس
جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای ديگر مقام او را
پاس دارند ،
و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی او را کمک رسانند ، تا
قدرتهای
فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند .
گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع )
- بسيار
درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که
حضرت
مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي
کند ،
روزی که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر
شور و حرکتی
خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم
توحيد
و آيين اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشيد .
اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد
به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند :
يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ،
خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .
اعتقاد به حضرت مهدی ( ع ) منحصر به
شيعه نيست
عقيده
به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوطبه شيعيان و عالم تشيع نيست ،
بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی ، شافعی و حنبلی و ... )
به
اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان
خود
آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر
و
صحيح مي دانند .
قرآن و حضرت مهدی ( ع )
در قرآن
کريم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و
پيروزی نيکان بر ستمگران آياتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ،
پس
از ذکر ( = تورات ) نوشته ايم که سرانجام ، زمين را بندگان شايسته ما
ميراث برند
و صاحب شوند " .
حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شايسته " فرموده است : منظور
اصحاب
حضرت مهدی در آخر الزمان هستند .
و نيز : " ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم ، يعنی : آنان را
پيشوايان
سازيم و ميراث بران زمين " .
بسم الله الرحمن الرحيم . انا انزلناه فی ليله القدر ...
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم . تو شب قدر را چگونه شبی مي دانی ؟
شب قدر
از هزار ماه بهتر است . در آن شب ، فرشتگان و روح ( جبرئيل ) به اذن خدا
، همه
فرمانها و سرنوشتها را فرود مي آورند . آن شب ، تا سپيده دمان ، همه سلام
است و
سلامت .
چنانکه از آيه های " سوره قدر " بروشنی فهميده مي شود ، در هر سال شبی هست
که از
هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است . آنچه از احاديثی که در تفسير اين
سوره ،
و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مي شود ، اين است که فرشتگان ، در شب
قدر ،
مقدرات يکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " مي آورند و به او تسليم مي
دارند . در
روزگار پيامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر ، آستان مصطفی ( ع )
بوده
است .
هنگامی که در شناخت قرآنی ، به اين نتيجه مي رسيم که " شب قدر " در هر
سال هست ،
بايد توجه کنيم پس " صاحب شب قدر " نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و
گرنه
فرشتگان بر چه کسی فرود آيند ؟ پس چنانکه " قرآن کريم " تا قيامت هست و
" حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در اين
زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نيست .
چندانکه حضرت رضا عليه السلام مي فرمايد : " امام ، امانتدار خداست در
زمين ، و
حجت خداست در ميان مردمان ، و خليفه خداست در آباديها و سرزمينها ... " .
فيلسوف معروف و متکلم بزرگ و رياضي دان مشهور اسلامی ، خواجه نصيرالدين
طوسی
مي گويد :
" در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعيين امام ( ع ) و
وجود
امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در امور لطفی است
ديگر .
و غيبت او ، مربوطبه خود ماست . "
طول عمر امام زمان ( ع )
درازی عمر
امام ( ع ) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ،
و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ،
و در گذشته
و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی ( ع ) به هيچ
دليلی محال
نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن بهيچ صورت
بعيد نيست .
از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست
.
در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی مانند عمر حضرت نوح
( ع )
و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدير
و حکيم ،
کوچک و بزرگ ، کم و بسيار ، همه و همه مساوی است . بنابراين حکمت کامل و
بالغ
او ، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهايت سلامت زنده نگاه مي دارد
.
پس طبق حکمت الهی ، امام دوازدهم ، مهدی موعود ( ع ) بايد از انظار غايب
باشد
و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فيض برای جهانيان باشد تا هر
وقت
خدا اراده کند ظاهر گردد ، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده ،
از قسط
و عدل پر کند .
انتظار ظهور قائم ( ع )
بر خلاف
آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي
اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به
جريانات
اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ...
بر عکس ،
انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعاليت کردن و در نپذيرفتن
ظلم و
باطل و بردگی و ذلت و خواری ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و
ستمگری
ايستادن است .
" مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه
اين است
که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد . شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ،
انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و
غلبه تقوا
بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد
مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل
خونين
مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " .
اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را
آماده داشته
باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشی از همين
آمادگی
است . ناشی از همين قيام و اقدام است .
پايان اين بحث را از نوشته زنده ياد آيه الله طالقانی ، عالم مبارز
اسلامی بهره
مي بريم که مي گويد :
" ... توجه دادن مردم به آينده درخشان و دولت حق و نويد دادن به اجرای کامل
عدالت اجتماعی ، و تاسيس حکومت اسلام و ظهور يک شخصيت خدا ساخته و بارز ،
که
مؤسس و سرپرست آن حکومت و دولت است ، از تعاليم مؤسسين اديان است ، و در
مکتب تشيع ، که مکتب حق اسلام و حافظ اصلی معنويات آن است ، جزء عقيده
قرار
داده شده ... و پيروان خود را به انتظار چنين روزی ترغيب نموده ، و حتی انتظار
ظهور را از عبادات دانسته اند ، تا مسلمانان حق پرست ، در اثر ظلم و تعدی
زمامداران خودپرست و تسلط دولتهای باطل ، و تحولات اجتماعی و حکومت ملل
ماده
پرست ، اعم از شرقی و غربی ، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعيت را
آماده
کنند .
و همين عقيده است که هنوز مسلمانان را اميدوار و فعال نگاه داشته است ،
اين
همه فشار و مصيبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی ، تا جنگهای صليبی
و حمله مغول ، و اختناق و تعديهای دولتهای استعماری ، بر سر هر ملتی وارد
مي آمد ،
خاکسترش هم به باد فنا رفته بود . ليکن دينی که پيشوايان حق آن دستور مي
دهند که
چون اسم صريح " قائم " مؤسس دولت حقه اسلام برده مي شود ، بپا بايستيد و
آمادگی
خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنيد ، و خود را هميشه نيرومند و
مقتدر
نشان دهيد ، هيچ وقت ، نخواهد مرد ... . "
|